سلطان محمد مطربي سمرقندي
474
تذكرة الشعراء ( فارسي )
بىحكمتى نيست و اين غزل را نيكو گفته : غزل : به كفر زلف ترسايى ز ايمانم جدا كردى * ز قيد بند اسلامم چه خوش كردى رها كردى به روز حشر از دست غمت افغانكنان هرسو * سرشك از چشم ريزان گويمت اى جان چها كردى به بازار اسيرانت شكستى قيمتم اى مَه * ميان بندگان خويش ما را بىبها كردى همى گفتى كه « ميرك » را به تيغ هجر خواهم كشت * به حمد اللّه كه آخر وعدهء خود را وفا كردى [ « 177 » ] [ ميركى منشى ] [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] ميركى ، جناب فصاحتشعار بلاغتآثار ، مولانا ميرك محمد منشى ، بدينگونه تخلّص نموده . ثمرهء شجرهء طبع بلند را غذاى كام جان اهل ذوق مىگرداند . مشار اليه تولّد در سمرقند نموده ، فضيلت تمام و اهليّت ما لا كلام دارد . مدّتى به مضمون : « الخطّ نصف العلم » در خطّهء خط كوشيده ، از خوشنويسان زمان گرديده است و در فن انشاء و معمّا و عروض و قوافى نيز ، استحضار تمام دارد ، سيّما در وادى شاعرى و سخنسنجى ، « 1 »
--> ( 177 ) . مولانا ميرك محمد منشى ، شاعر تاجيك سدهء دهم هجرى كه همروزگار مطربى سمرقندى است . وى در خوشنويسى ، معمّا و فنون ادبى زبده بود . او چندى نيز در بلخ به سر برد و با منشيگرى دربار ، روزگار سپرى مىكرد . ابياتى از ميركى در تذكرهها به يادگار مانده است : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 258 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 860 - 861 . ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( سنج ) .